صفحه ها
دسته
پنجره
من اينجام هستمااااا!
يه سر اينجام بريد!
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 43998
تعداد نوشته ها : 18
تعداد نظرات : 89
Rss
طراح قالب

ZZZZZZZ

تابستون می‌خواد بره:

تابستون داره از اینجا می‌ره
برگای گل سرخ تو حیاط‌مون
یواش یواش داره می ریزه
گل سرخ به من نگاه می‌کنه
التماس می‌کنه
که یه کاری بکنم
اما از من که هیچی
از مدیر مدرسمونم کاری برنمیاد!
اون بعد از ظهرای گرم و
بستنیای سرد
که خورشید تابستون آبشون می‌کرد
مهمونای سرزده و شربت سرد آلبالو

اون پروانه‌های شوخ و شنگ

همه دارن ازین شهر میذارن و میرن
من می‌مونم و
یه حوضچه با آب یخ بسته
ای‌کاش که لااقل مدیر مدرسه‌مون یه کاری می‌کرد.

---------------%

سلام 

ببخشید یه مدت نبودمااا!...کمبود وقت مگه میذاره؟

این هفته فک می کنم بیشتر بتونم به تبیان سر بزنم.

با اجازه...

ZZZZZZZ


 

جمعه دهم 8 1387

یک زوج در اوایل شصت سالگی ، در یک رستوران کوچیک رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشون رو جشن گرفته بودن.

ناگهان یک پری کوچولوی قشنگ سرمیزشون ظاهر شد و گفت: چون شما زوجی این چنین مثال زدنی هستید و در تمام این مدت به هم وفادارموندین،  هر کدومتون یک آرزو بکنین.

 خانم گفت: اووووووه! من میخوام به همراه همسرعزیزم، دور دنیا سفر کنم.

پری چوب جادویی اش رو تکون داد و اجی مجی لاترجی. دوتا بلیت برای خطوط مسافربری جدید و شیکOm2 در دستش ظاهر شد.

حالا نوبت آقا بود، چندلحظه فکر کردو گفت: خب، این خیلی رمانتیکه ولی چنین موقعیتی فقط یک بار در زندگی آدم اتفاق می افته، بنابراین، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه که همسری 30 سال جوونتر از خودم داشته باشم.

خانم و پری واقعا نا امید شده بودن ولی آرزو آرزوست دیگه!!

پری چوب جادویی اش رو چرخوند  ... اجی مجی لا ترجی و آقا 92 ساله شد! 

 
 

 

دسته ها : داستانک - نمکدون
شنبه سیزدهم 7 1387

  

     

*          *       * *                    *   

*              *               *                 *

دو جیبِ مو زبی پولی کپک زد

 

 

زنُم آمد مو رَه محکم کتک زد !

ز لنگه کفش پرمهرش، عزیزون

 

 

دوباره ، کلّه ی پوکُم ترَک زد !

*             *             *              *           *

*                *             *          *

-------------%

سپنتامینو ی عزیز لطفاً لینک وبلاگتو برام بذار!

ممنون میشم
دسته ها : نمکدون
سه شنبه دوم 7 1387

--------*********------

اگه گفتی این چیه؟

 

0<-<

.

.

.

.

نه خیر برات نمردم زیر آفتاب خوابیدم برنزه شم!!!

--------*********------

سلام

.

.

.

.

چیه حالا دنبالم راه افتادی؟ نمیشه بهت یه سلامم کرد؟!؟

--------*********------

بلوتوث قلبتو روشن کن می خوام قلبمو واست بفرستم!

.

.

.

.

یوهاهاهاها ویروس داشت الان می میری!

 

--------*********------

لپتو بیااااااااار!!

.

.

.

.

شتلق

 

.

.

.

این چکو زدم تابگی منتظر  اس ام اس کی بودی اینجوری پریدی رو گوشیت؟!؟

--------*********------

یواش یواش برو پایین یه چیزی بهت بگم

.

.

.

.

.

تند اومدی نمیگم!

--------*********------

کجایی؟ نشستی اون بالا وا3 خودت حال میکنی؟

.

.

.

.

مارو تحویل نمیگیری؟!؟؟

.

.

.

قربونت برم بی زحمت دوتا نارگیل بنداز پایین ببینم!

--------*********------

الهی من خورشید شم و تو ماه!

.

.

.

که تاروز قیامت  ریخت تو رو نبینم!

------------------

نظرکه یادتون مونده دیگه!؟

 

دسته ها : نمکدون
دوشنبه اول 7 1387
X